برگزاري مراسم بزرگداشت در زمان حيات افراد از پديده‌هاي نادر روزگار ماست. در ايران معمولا پس از مرگ افراد است كه مراسمي برگزار مي‌شود و از خصايص اخلاقي و حرفه‌اي متوفي خاطراتي نقل مي‌شود. تا جايي كه فرد درگذشته چون اسطوره‌اي دست نايافتني جلوه مي‌كند. سخنرانان نيز در رثاي او با فغان و ناراحتي می گویند كه اي كاش چند صباحی ديگر  متوفي زنده بود تا از دانش و تجربه او جامعه دانش پرور و دانش دوست ایران (و جهان)بيشتر بهره‌مند می شد و يا ساعت زمان را چند سال به عقب برگرداند تا شمع وجود چنين نازنين موجودي محفل زندگان را روشنايي بخشد.

 

 

خوشبختانه مدتي است كه براي زندگان نيز مراسمي برگزار مي‌شود تا در زمان حياتشان قدر بينند و چند ساعتي بر صدر نشينند. امروز شنيدم قرار است سازمان ميراث فرهنگي استان فارس براي بزرگمرد طبيعت ايران، بيژن فرهنگ دره‌شوري مراسم تجليل برگزار كند.

 

بيژن دره شوري در قشم

 

 دره‌شوري از نوادر اين دوران است؛ اكولوژيست، عاشق ايران و ايراني، اهل شعر و مطالعه و ادبيات، كوه و بيابان و دريا. كارهايي كه او در جزيره قشم انجام داد، براي نخستين بار در ايران به اجرا گذاشته مي‌شد: حفاظت از لاك‌پشت‌هاي عقابي با مشاركت مردمي. افرادي كه به انتظار مي‌نشستند تا لاك‌پشت‌ها تخم بگذارند و با جمع آوري آنها بساط نيمرويي برپا كنند اينك خود به حافظان لاك‌پشت‌ها بدل شده‌اند. ثبت اولين ژئوپارك ايران در فهرست يونسكو، بازسازي ذخاير مرجاني، پاك‌سازي روستا و برگزاري مسابقه تميزترين روستا، كاشت نهال حرا در جزيره گوشه‌اي از فعاليت‌هاي بيژن‌ خان دره‌شوري است. همسر او نيز خدمات شاياني به فرهنگ و اقتصاد بوميان قشم ارائه كرده‌است. او با آموزش گليم‌بافي به دختران و زنان علاقمند توانست شغلي براي آنها به وجود آورد كه كمك خرج خانواده باشند. عكس‌هايي كه بيژن خان دره‌شوري از لباس مردم محلي، در و پنجره و معماري ساختمان‌ها  و حتي پرندگان و لاك‌پشت‌ها مي‌گرفت همسرش در  طراحي و نقوش گليم‌هابه كار برد.

قرار است روز پنجشنبه 25 بهمن ماه از بيژن فرهنگ دره‌شوري تجليل شود اما جالب اين جاست كه سازمان محيط‌زيست كه او عمري را در آن صرف كرده اين كار را نمي‌كند، سازمان  ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري چنين اقدام قابل ستايش دست زده است. براي بيژن دره ‌شوري آرزوي سلامتي و سعادتمندي دارم. وجود اوست كه سبب مي‌شود گاهي فكر كنم هنوز هستند افرادي كه ايران را دوست دارند و براي پول و زمين و منصب و مقام حاضر نيستند مام وطن را به حراج بگذارند.

اين قطعه از شعر شاملو را كه مي‌شنوم یا می خوانم بي‌اختيار به ياد بيژن دره‌شوري و نخستين مشوق راستينش مي افتم:

 

جاده‌ها با خاطره قدم‌هاي تو بيدار مي‌شوند

كه روز را پيشباز مي‌رفتي

هر چند سپيده تو را از آن پيشتر دميد

كه خروسان بانگ سحر كنند...