<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آتش‌نوشت</title>
<link>http://samkhf.blogfa.com/</link>
<description>محیط زیست، طبیعت، حيات وحش...و ايران</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 20 Nov 2009 18:39:43 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>صداي 18 پرنده در يك فايل</title>
<link>http://samkhf.blogfa.com/post-159.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;يكي از دوستان صداي 18 پرنده را برايم ايميل كرد. در اين فايل مي‌توان بر روي عكس پرنده كليك كرد و صداي آن را شنيد. برخي از گونه‌هاي آن در ايران شناسايي شده‌اند و برخي ديگر نه. نكته اين است كه نام پرندگان به زبان فرانسه است. پس مي‌توان از گوگل براي ترجمه هم كمك گرفت هر چند ترجمه نام جانوران چندان قابل اعتماد نيست. به هر حال از روي شكل‌شان مي‌توان دريافت كه چه گونه‌اي هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اين فايل كه در &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 18:39:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=samkhf&amp;postid=159</comments>
<dc:creator>samkhf</dc:creator>
<guid>http://samkhf.blogfa.com/post-159.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نبش قبر دلفين‌ها</title>
<link>http://samkhf.blogfa.com/post-158.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;46 سال از زمان ترور جان‌اف كندي، رييس جمهوري آمريكا مي‌گذرد. صدها مقاله،‌ گزارش و فيلم در اين باره ساخته شده اما هنوز دلايل ترور و عاملان اصلي آن به روشني معلوم نيست. هر از گاهي عده‌اي اين اقدام را به سازمان‌هاي مختلف و افراد گوناگون نسبت مي‌دهند بدون آن كه سندي دندان‌گير ارائه كنند. وراي اين افشاگري‌هاي بي‌پشتوانه نيتي پنهان است كه نمي‌توان به خير بودن آن اميد چنداني داشت. پرده‌ها زماني كنار خواهد رفت و نور به صحنه مي‌تابد كه ادعا مستند باشد.&lt;BR&gt;در موضوعات علمي نيز هر ادعايي نيازمند ارائه مدركي مستدل و مستند است. نمي‌توان با مروري بر آثار ديگران و نوشتارشان كه در رسانه‌هاي گروهي منتشر شده نتيجه علمي كسب كرد. مقاله‌هاي علميِ ديگران براي نمونه‌هاي مشابه مي‌تواند راهگشا باشد اما نتيجه قطعي با آزمون موضوع جديد به دست مي‌آيد. مرگ آبزيان در اقيانوسي دور دست با مرگ گونه‌هاي مشابه در جنوب ايران الزاما يك منشا ندارند. آزمايش بر روي&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 11:25:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=samkhf&amp;postid=158</comments>
<dc:creator>samkhf</dc:creator>
<guid>http://samkhf.blogfa.com/post-158.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بخشنامه طبيعت‌ستيز، مديران آموزش‌گريز</title>
<link>http://samkhf.blogfa.com/post-157.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;روستاييان فقير در شرق هند لاك‌پشت‌ها را به معبد مي‌برند چون عقيده دارند خداي‌شان در اين جانوران تجسم يافته است. تلاش ماموران براي متقاعد كردن خرافه‌پرستان و آزادسازي لاك‌پشت‌ها تا كنون ثمري نداشته است. در ايران اما هزاران لاك‌پشت و تخم ‌پرندگان آبزي را در تالاب پريشان به آتش مي‌كشند تا راه و جاده احداث كنند. در ماجراي اول اگر مردم نا‌آگاه و خرافاتي لاك‌پشت‌ها را اسير كرده‌اند در تراژدي دوم، عمران و آباداني كه از قضا دولت ناظر و مجري آن است توجيهي شده براي كباب‌ كردن لاك‌پشت‌ها و نيمروي تخم‌پرندگان. &lt;BR&gt;مقصر دانستن مردم در ارتباط با فجايع زيست‌محيطي ايران و متهم كردن‌شان به ناآگاهي روشي كهنه و البته بي‌اساس است. بسياري از اهالي محلي در اقصا نقاط ايران &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 05:19:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=samkhf&amp;postid=157</comments>
<dc:creator>samkhf</dc:creator>
<guid>http://samkhf.blogfa.com/post-157.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>متروي دارالخلافه</title>
<link>http://samkhf.blogfa.com/post-156.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;64 سال از تصويب آيين‌نامه امور خلافي توسط مجلس شوراي ملي مي‌گذرد. بر اساس اين قانون توليد صداهاي كريه و ناهنجار، گدايي، حضور در معابر و شوارع با لنگ و زيرشلواري، حمل يا نگهداري پرندگان زنده به طور آويزان، به كاربردن الفاظ ركيك، دعوا كردن و گلاويز شدن با يكديگر در انظار عمومي ممنوع شد. اما هنوز در سراسر كشور و از قضا در تهران -كه بيشترين توسعه را داشته- صحنه‌هايي غريب و رقت‌بار مشاهده‌ مي‌شود كه به استناد آن قانون جرم است؛ ميوه‌فروش و خنزرپنزري عربده‌جو، گوسفند و مرغ آويزانِ تركِ موتورسيكلت، با چماق به جان هم افتادن، هوار كشيدن و حين فحاشي آبا و اجداد يكديگر را از گور درآوردن البته مناظري هستند كه در گوشه و كنار ايران و تهران بزرگ به كرات ديده مي‌شود. حتي صداوسيماي دولتي كه روزي قرار بود به دانشگاه بدل شود ملت را با زيرشلواري نمايش مي‌دهد. بيش از شش دهه از تصويب قانوني مي‌گذرد كه قرار بود كشوري عقب‌مانده را به سوي تمدن و رعايت آداب اجتماعي هدايت كند اما اوضاع هنوز آن چنان كه بايد به سامان نشده است. سابقه و پيشينه داشتن در امري البته مايه تفاخر است اما آنچه در گذشته كاشته شده الزاما امروز محصولي شيرين به دست نمي‌دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دي‌ماه 1267 هجري شمسي ناصر‌الدين‌شاه قاجار سوار ماشين‌دودي شد. قبله عالم از فرط شعف افاضه فرمودند كه&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 09:23:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=samkhf&amp;postid=156</comments>
<dc:creator>samkhf</dc:creator>
<guid>http://samkhf.blogfa.com/post-156.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حراج سفر در يك نمايشگاه</title>
<link>http://samkhf.blogfa.com/post-155.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سفر همواره جذاب است. آشنايي با ناشناخته و تماشاي ناديده‌هاي بسياري است كه مي‌تواند در سبد خاطره قرار گيرد تا جاودانه شود. مانند عطشي است مدام كه درمانيش نيست. مسافرتِ بيشتر، عطشاني بيشتري در پي دارد. خاصه براي آنان كه طعم كشف و دريافتن را چشيده‌اند. اما هزينه‌هاي سفر براي گروهي مي‌تواند هراسناك باشد؛ دانشجويان يا افراد كم‌درآمد علي‌رغم كشش وصف‌ناشدني درون‌شان، آن را سركوب مي‌كنند تا هزينه‌هاشان را مديريت كرده باشند. اما در مالزي مي‌توان با يك سوم قيمت‌هاي معمول هم سفر كرد. &lt;BR&gt;در نمايشگاه تورها و آژانس‌هاي مسافرتي (MATTA Fair) مي‌توان به سوي نقطه دلخواه عازم شد با هزينه‌هايي باور نكردني، حضور در نمايشگاه يعني وسوسه شدن براي مسافرت به اقصا نقاط مالزي يا گوشه‌وكنار جهان. اين نمايشگاه دو بار در سال برگزار مي‌شود؛ سپتامبر و مارس هر سال در  مركز تجارت جهاني پوترا (PWTC). برگزاركننده اين نمايشگاه اتحاديه‌ تورها و آژانس‌هاي مسافرتي (Malaysian Association of Tour &amp; Travel Agent) است كه به اختصار ماتا ناميده مي‌شود. ماتا 35سال پيش كار خود را آغاز كرد. در آن زمان 30 شركت گرد هم جمع شدند تا خدمات بهتري به مسافران عرضه كنند اما اينك دوهزار و هفت شركت و انجمن‌‌ فعال در بازار گردشگري مالزيايي و خارجي عضو آن هستند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 21:36:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=samkhf&amp;postid=155</comments>
<dc:creator>samkhf</dc:creator>
<guid>http://samkhf.blogfa.com/post-155.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خرچنگ‌هاي پنجه طلايي </title>
<link>http://samkhf.blogfa.com/post-154.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;اثري از خودرو و دود و ترافيك در اين جزيره كوچك نمي‌توان يافت، صداي هواپيماهاي عظيم به گوش نمي‌رسد. از زرق و برق و زندگي لوكس شهري خبري نيست. حيات در آرامشِ محض جريان دارد. تنها هر از گاهي كشتي‌هاي مسافربري و صياديِ كوچك، سكوت اسكله را در هم مي‌شكنند. اينجا جزيره خرچنگ‌ها است آرميده بر ساحل غربي ايالت سلنگور (Selangor) كه مردمانش با صيادي روزگار مي‌گذرانند و ماواي خود را پولاو كتام (Pulau Ketam) مي‌نامند.&lt;BR&gt;رسيدن به اين جزيره دشوار نيست، كافي است عزم سفر كرد و راه افتاد. به كوالالامپور –و به طور مشخص ايستگاه كي‌ال‌سنترال- رسيد و از آنجا با قطار شهري كه به سمت غرب مي‌رود راهي بندر كلنگ (Klang) شد؛ آخرين ايستگاه قطار تا ساحل دريا كمتر از 200 قدم فاصله دارد. ساحلي كه از طريق بندر آن، مردم محلي مي‌توانند راهي اندونزي شوند. آن‌سوتر اما اسكله‌اي است كه قايق‌هاي پهلو گرفته كنارش به سمت جزيره خرچنگ‌ها مي‌روند. اين اسكله دو گزينه &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 05:01:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=samkhf&amp;postid=154</comments>
<dc:creator>samkhf</dc:creator>
<guid>http://samkhf.blogfa.com/post-154.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ايرانيان و اعراب در مالزي</title>
<link>http://samkhf.blogfa.com/post-153.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;بسيار غريب است دختري درِ رستوران را موقع خروج براي مردي باز كند كه با او سر يك ميز ناهار خورده؛ خاصه ‌آن كه مرد عرب باشد و دختر ايراني. قضاوت در اين رفتار را بهتر است به عهده زنان فمنيست گذاشت. گروهي ديگر نيز مي‌توانند از منظري ديگر به قضاوت بنشينند؛ گروهي كه به دنبال نام خليج ‌فارس گريبان مي‌شكافند و دنبال طرح يك ميليون امضا بوده‌اند بايد اين منظره شورانگيز را مي‌ديدند تا متوجه شوند چرا طرح‌شان به چنان عقوبتي دچار شد. سيطره اين قوم را گويي پاياني نيست.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;ديدن چنين صحنه‌هايي البته عجيب نيست وقتي فصل اعراب &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 15:51:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=samkhf&amp;postid=153</comments>
<dc:creator>samkhf</dc:creator>
<guid>http://samkhf.blogfa.com/post-153.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مردي از جنس رسانه</title>
<link>http://samkhf.blogfa.com/post-152.aspx</link>
<description>گفت وگو با اسماعيل ميرفخرايى، تهيه كننده و مجرى نام آشناى تلويزيون
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;اسماعيل ميرفخرايي را بارها ديده‌بودم؛ دوران كودكي در تلويزيون و يك بار بر حسب اتفاق در دفتر مجله‌اي. مردي صميمي و روشن‌بين كه با آن صداي جادويي و خيال‌انگيزش از هيچ كمكي به جوانان دريغ نمي‌كند. پيشنهاد مصاحبه‌ را پذيرفت و گفت‌وگويي يك ساعته پيرامون رسانه و به خصوص راديو و تلويزيون شكل گرفت. گفت‌وگو از كودكي‌اش آغاز شد و اين كه چگونه رسانه مجذوبش كرد. به نكاتي اشاره كرد كه مثل هميشه پس چاپ مصاحبه در 22 آذر 83 در &lt;A href=&quot;http://www.iran-newspaper.com/1383/830922/html/dialog.htm&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;روزنامه ايران&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; ديدم بخش‌هاي مهمي حذف شده است. مهرداد خليلي دبير سرويس اجتماعي روزنامه سانسور مصاحبه را به سردبير وقت يعني كسري نوري نسبت داد. به هر حال هر چه بود مصاحبه ميرفخرايي مثله شد. تلفن كردم و از سانسور حرف‌هايش عذر خواهي كردم. با همان صداي مخملي‌اش گفت كه اگر غير از اين بود تعجب مي‌كرد.&lt;BR&gt;آنچه در ادامه آمده است همان مطالبي است كه در روزنامه ايران چاپ شده و متاسفانه دست‌نوشته‌هاي مصاحبه ديگر در دسترس نيست. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 07:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=samkhf&amp;postid=152</comments>
<dc:creator>samkhf</dc:creator>
<guid>http://samkhf.blogfa.com/post-152.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دو يادآوري</title>
<link>http://samkhf.blogfa.com/post-151.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;در معرفي كتاب حيات‌وحش ايران نوشته اسكندر فيروز، پدر محيط زيست ايران دو مطلب نوشتم. يكي در &lt;A href=&quot;http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=1877&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ffff99&gt;روزنامه همشهري&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; به چاپ رسيد و ديگري در مجله &lt;A href=&quot;http://www.tehranavenue.com/print.php?ln=fa&amp;id=670&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ffff99&gt;جهان كتاب&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;.&lt;BR&gt;«حيات‌وحش ايران در ماوراي بحار» عنواني بودكه براي مجله جهان كتاب انتخاب كردم. سال‌ها پيش كه دانشجوي ترم اول بودم در دوره كارشناسي ارشد، استاد درس مديريت فصل‌هايي از يك كتاب را بين دانشجويان توزيع كرد. من كه زبان انگليسي‌ام &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 03:17:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=samkhf&amp;postid=151</comments>
<dc:creator>samkhf</dc:creator>
<guid>http://samkhf.blogfa.com/post-151.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حكايت آش نذري و حفاظت محيط‌ زيست</title>
<link>http://samkhf.blogfa.com/post-150.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff99&gt;نگاهي كوتاه به چهار سال محيط‌زيست دولت نهم كه در نشريه طبيعت سبز منتشر شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;ساز ناكوك نواختن و مرتب «نه» گفتن البته كار آساني است. مشكل آنجا خود را به نمايش مي‌گذارد كه پيشنهادي نيز ارائه نمي‌شود. اين رويه را سال‌هاست سازمان محيط‌زيست پي گرفته است؛ مقابل توسعه مي‌ايستد، مخالفت مي‌كند و در نهايت پيشنهاد بهتري نيز به طرفداران توسعه نمي‌دهد. اين عده نيز شكايت به مقام بالاتر مي‌برند و در نهايت دستور مي‌رسد كه محيط‌زيست كوتاه بياد. اين كوتاه آمدن باعث مي‌شود سازماني كه وظيفه نظارتي دارد، سكوت پيشنه‌ كند و حتي در مقابل تخريب‌هاي افزون‌تر نيز واكنشي نشان ندهد. همين مخالفت‌هاي مكرر باعث شده كه  سازمان محيط‌زيست را طرفداران توسعه سازمان محيط‌ ايست بنامند.&lt;BR&gt;بدين ترتيب، توسعه‌دوستان طرحي كهنه درانداختند تا سازمان محيط‌زيست را بيش از اين به انفعال بكشانند و با ادغامي غريب دستش را كوتاه كنند از اندك نظارتي كه گاه و بي‌گاه داشته است.  فاطمه واعظ جوادي ششمين رييس سازمان محيط‌زيست نيز اين موضوع را بعد از چهار سال تجربه مديريت دريافته و با شهامت در آخرين كنفرانس خبري خود گفته است :«يکي از علل عمده طرح ادغام محيط زيست اين است که خيلي «بله» نمي‌گوييم!» &lt;BR&gt;البته مخالفت كردن با توسعه در كشوري كه قرار است تا 1404 از دروازه‌هاي مدرنيته عبور كند &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 11:59:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=samkhf&amp;postid=150</comments>
<dc:creator>samkhf</dc:creator>
<guid>http://samkhf.blogfa.com/post-150.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
