هياهوي بسيار راه افتاده است براي هيچ. جواناني كه در دوم خرداد 76 شايد دوران دبستان را سپري ميكردند اينك به طرفداران سيدي ديگر برخاستهاند، شماري ديگر از همين گروه سِني نيز ميل به ديگري دارند كه پرخاشها و تندگوييها را نشانه صراحتلهجه و طلايهدار مكتبي نو تفسير ميكنند. عدهاي ديگر و ديگران نيز دلايل خود را دارند از جانبداري كردن يا نكردن از يك نامزد در انتخابات دهم.
صرفنظر بايد كرد از اين كه مسايل مبتلابه محيطزيست و ايران همچنان مغفول ماندهاست كه هر كس، هر سخني بگويد لابد بر اساس پيشي گرفتن از رقيب بوده نه احساس نيازي واقعي از ظلمي كه به طبيعت رفته است. ظلم البته در اين شبهاي پرغوغا بيش از هر زمان ديگر خودنمايي ميكند در شهرها و اين بار عاملان آن تكتك حاميان هر يك از نامزدهاي انتخاباتي هستند. پس از فرونشستن قيلوقالهاي شبانه، انبوهي كاغذ را ميتوان روي زمين ديد كه چهرههايي خندان و نهجذاب روي آنها نقش بسته است، هيچ كس در فكر آن نيست كه درختان چه سهمي داشتهاند در معرفيِ اين زشترويانِ لابد نيكسيرت! درختان اين چنين زير پا لگدمال ميشوند و كسي را باكي نيست. و باز خيل انبوه هواداران نامزدها، كه هر يك شعار برابري سر ميدهند، خيالشان هم نيست كه بيچاره رفتگران براي پاكيزه نگاه داشتن هر محله بايد بيش از پيش توان خود را مصروف دارند و باز شب ديگري و تكرار همان ماجرا... و در همين روزهاست كه صداي جمهوري اسلامي (راديو) در برنامههاي متنوع نظر شهرنشينان را درباره جمعآوري مواد زايد جامد جويا ميشود و همه نالان از اين شرايط كه ديرتر از موقع مقرر، خودروهاي حمل زباله از محلهشان گذر ميكنند بيآن كه به ياد آورند اين شبها را كه خيابانها چه راهبنداني را شاهدند و البته شبهاي پيشتر از اين غوغا كه مديريتي بايسته را ميطلبد.
كاش اين نياز جوانان به گونهاي شايسته پاسخي مييافت تا براي هر بهانهاي اين گونه صرف انرژي، وقت و سرمايه نميشد. اگر به روشهايي نظاممند تبليغات انجام ميشد و پايههاي اين كار به درستي ريخته شده بود و از سوي ديگر جوانان به گونهاي ديگر شور و شر خود را پاسخي يافته بودند، نه راهبنداني در خيابانهاي شهر ديده ميشد، نه درختان قتل عام ميشدند، و نه رفتگران زحمت مضاعف را به جان هموار ميكردند.
كاش كساني محاسبه ميكردند چه ميزان انرژي و سوخت در اين شبها تلف ميشود، ميانگين اتلاف وقت جوانان كه در خيابانها ريختهاند چه ميزان است و به جاي آن ميشد چه كار مفيدي براي كشور كرد و چه ميزان درخت صرف چاپ عكسها و تبليغات نازيبا شده است.
آيا روش بهتري براي جانبداري و فعاليت در موج انتخاباتي وجود ندارد؟ بايد در خيابانها ريخت تا معلوم شود شور انتخاباتي جامعه را فرا گرفته؟ بيچاره درختان، بيچاره رفتگران!