انتخابات رياست جمهوري، موضوع اصلي بسياري از گفتوگوهاست. برخي كانديداها به محيطزيست وقعي نمينهند و برخي ديگر زير چشمي، به آهستگي و زير جّلكي به آن مي پردازند (اينجا را ببينيد). پرداختن به محيطزيست در اين ارتباط البته همان قدر اهميت دارد كه لابد حقوق زنان.
موج انتخاباتي، عليرغم تمام اهميتهاي پنهان و آشكار آن، بسياري از اتفاقات مهم را زير سايهاي يكدست تيره پنهان ميكند، به طوري كه نكاتي حزنانگيز به كلي فراموش ميشود تا زماني ديگر چون دّملي چركين سر باز كند.
در آخرين سفر استاني هيات دولت به استان فارس، موضوع مجوزهاي محيطزيست پروژههاي صنايع انرژيبر در سايتهاي لامرد و پارسيان مطرح شده و رييسجمهور فعلي دستورهاي لازم را در خصوص مجوزهاي زيستمحيطي خطاب به رياست سازمان محيطزيست صادر كرده است. بازخواني اين گزاره نشان ميدهد كه محيطزيست تا چهسان با دستورهاي از بالا همواره زير فشار قرار گرفته است. پيشرفت، توسعه و آباداني، اشتغالزايي، رونق اقتصادي و بهبود وضعيت معيشتي مردم را حتي افراطيترين طرفداران محيطزيست نيز انكار نميكنند، طرفداران محيطزيست ميگويند پروژههايي كه به اين بهانهها به مورد اجرا گذاشته ميشود تا چه ميزان سودآور است و زيان واقعي آنها چيست؟ به عبارت ديگر، به بهانه توسعه چه ميزان بايد هزينه كرد و اين هزينهها را ميتوان عقلايي دانست؟ نقاطي كه براي اين پروژهها در نظر گرفته شده مناسب است؟ چه ميزان خسارت به پيكر طبيعت وارد ميشود؟ ساكنان و شاغلان چه قدر در معرض تهديدها و بيماريها قرار ميگيرند؟ تنها پس از بررسيهاي كارشناسي است كه ميتوان به چنين سوالهايي پاسخ گفت و دیگر نیازی به قسم یا ضجه و مویه نخواهد بود برای اثبات حقانیت یک تصمیم. اما در شرايطي كه پاسخ به همه سوالها با دستور داده ميشود، آيا نيازي به مطالعه و بررسيهاي كارشناسي وجود دارد؟
آيا با صدور دستور در خصوص محيطزيست، كه علمي نوين است، ميتوان به علممحوري و شايسته سالاري هم اعتقاد داشت؟ بنابراين تكليف ادعاي دوستداران رييسجمهوري كه سرود «اي ايران» را بازسازي كردهاند، چيست؟ (اينجا را ببنيد).
پيشتر نيز دستور ساخت پالايشگاه در مازندران صادر شده بود، كيست كه ساخت پالايشگاه را غير ضروري بداند اما اين كه كجا و چگونه ساخته شود همواره مورد سوال بوده است. آمرانِ ساختِ پالايشگاه در مازندران نه توجهي به توان محيط دارند و نه به اثرات سوء اين صنعت بر سلامتي ساكنان آن ناحيه. تنها يكي دو واژه را تكرار ميكنند؛ اشتغال، توليد، توسعه!!!
بسياري علت چنين نگرشي را كوتاهي عمر مديريت ميدانند، هر مدير ميخواهد در زمان تصدي خود ميوه درختي را كه كاشته است بر دهان ببرد، گاهي اين افراد از ياد ميبرند كه گردو ساليان را سپري ميكند تا به بار بنشيند و البته ميوه تمامي درختان لزوماً مطبوع نيست. سند چشمانداز افق 1404 هم نتوانسته نگرشهاي بخشي و مقطعي را كمرنگ كند. ادامه اين روند بيترديد نه به نفع طبيعت شكننده اين ديار خواهد بود و نه به سود ساكنان آن.