دعوت به بازي هميشه ميتواند جذاب باشد و جذابتر ميشود وقتي درباره بهترين كتابي كه خواندهاي بايد پاسخي در خور ارائه دهي. بعد به ياد ميآوري زماني دور را كه ازشاعران و نويسندگان شناخته شده همين سوال را ميپرسيدي. اين لحظهاي است كه درمييابي آنان كه اهل قلم بودند با چه دشواري ميتوانستند پاسخ دهند و انتخاب برايشان چه سان دشوار بود. اما سوالي كه از آنان ميپرسيدي سادهتر بود از پرسشي كه بايد پاسخگوي آن باشي؛ به ياد ميآوري از آنان ميپرسيدي كه سال گذشته كتابي كه درحوزه ادبيات و شعر خواندهاند كدام تاثيرگذارتر بوده است و اينك تو بايد به سوالي پاسخي دهي كه هيچ محدوديتي براي آن نيست.
كتابهاي خوانده و نخوانده را در ذهنت مرور ميكني؛ بسياري از آنها كه ورقي زدهاي هنوز برايت جذابند و آنها كه خواندهاي نيز برخي را ميخواهي دوباره بخواني، نميداني در كدام حوزه انتخاب كني، شعر، رمان، فيلنامه و نمايشنامه، محيطزيست، مديريت، فلسفه يا جامعهشناسي... كدام ميتواند بهتر باشد؟ اگر در ادبيات داستاني كند و كاوي كني نامهايي مقابل چشمت رژه ميروند كه نميتواني از آنها بگذري: سنگر و قمقمههاي خاليِ بهرام صادقي، ترس و لرز ساعدي، شازده احتجابِ گلشيري، شرق بنفشهي شهريار مندنيپور، يوزپلنگهايي كه با من دويدهاندِ بيژن نجدي، مرگ آرتميوكروزِ يا آئوراي فوئنتس، پدرو پارامويِ خوان رولفو، يك مهماني يك رقصِ سينگر، خداحافظ گريكوپرِ رومنگاري كه با آن زندگي كردهاي... نه تنها از آنها نميتواني يكي را انتخاب كني كه نام بسياري ديگر به يادت ميآيد ... دنكيشوت (اولين رمان دوران مدرن)، شازده كوچولو، سيذارتا، دميان، عشق سالهاي وبا، ساعت شوم و ...
و شعر ... كداميك را انتخاب كني از ميان شاعران كلاسيك و نو، كداميك را ميتوان برگزيد... مولوي، حافظ و سعدي شيراز، عطار، خيام، شاهنعمتالله ولي، فروغي بسطامي، نظامي يا شاهنامه فردوسي... از ميان اشعار نو كدام را ميتواني برگزيني؟ نيماي بزرگ، فروغ، اخوان، سهراب، حميد مصدق، فريدون مشيري، هوشنگ ابتهاج يا شاملوي كبير (و كدام اثر او ابراهيم در آتش، دشنه در ديس، ققنوس در باران، حديث بيقراري ماهان و...؟) با گشتي كوتاه در گوشهكنار ذهنت نام شاعران غيرفارسيزبان نيز مقابل ديدگانت قرار ميگيرند: پابلو نرودا، ناظم حكمت، آنا آخماتوا، آلفونسو ريس، لوركا، لنگستون هيوز، مارگوت بيگل و...
مشكل را نميتواني حل كني دايره موضوع چندان گسترده است كه دشوار بتواني يك عنوان را حتي از ميان موضوعات مختلف برگزيني؛ دفترچه خاطرات و فراموشيِ قائد، جامعهشناسيِ گيدنز، توسعه در ايران، موانع توسعه سياسي ايران، مديريت روستايي در ايران، تاريخ بيهقي، خاطرات ناصرخان قشقايي، همه مردان شاه، تاريخ بيستوپنجساله ايران، سارتر كه مينوشت، فلسفه ابنخلدون، حقايقي درباره ليلا دختر ادريس، كرگدن، در انتظار گودو، شام آخر، آي با كلاه- آي بيكلاه، ديكته و زاويه، چوب به دستان ورزيل، عزاداران بيل، خانه روشني، زنبوركخانه، چنين گفت زرتشت، ترسولزرِ كييركهگارد، سرمايه، كتاب ترديد، تهوع، در خدمت تختطاووس، بيگانه، انديشههاي ميزرا فتحعلي آخوندزاده، خاطرات مسعودي، خاطرات ناصرالدين شاه، ماموريت در تهران، حق مردم در تعيين سرنوشت خويش، قلعه حيوانات، جامعه باز و دشمنان آن، آمايش سرزمين، زيستن در محيطزيست، مقدمهاي بر اكولوژي رفتار، اكولوژي علم عصيانگر، فلسفه سياسي سبزها، اصول و مباني مديريت محيطزيست، مقدمهاي بر اكوتوريسم، و .....
نه، نميتواني انتخاب كني، هر چه بيشتر تلاش ميكني ميبيني كه هر يك ارزشهايي دارد و ميتواند انتخاب اولت باشد... بايد قيد بازي را بزني يا راهي ديگر پيدا كني، اما چه راهي به نظرت ميرسد؟... مثلا يك اثر در هر حوزه، مگر ميتواني در هر حوزه فقط يك اثر معرفي كني مگر ميتواني حتي يكي را انتخاب كني؟
بهتر است اين بازي را به ديگري واگذار كني كه ميتواند انتخاب كند، ياد گرفته است دستچين كند... تو يك بار خواستي دست به انتخاب بزني، زدي و بعد عاقبتش را ديدي كه چه شد... نه بهتر است اين بازي را به اهلش واگذاري...